| تعداد نشریات | 45 |
| تعداد شمارهها | 1,538 |
| تعداد مقالات | 18,760 |
| تعداد مشاهده مقاله | 62,598,998 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 22,562,925 |
منشوری نویافته از بهاءالدّین محمّد بن مؤیّد بغدادی، صاحب التّوسُّلالیالتّرسُّل، در باب شهابالدّین الخیوقی | ||
| زبان و ادب فارسی (نشریه سابق دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز) | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 15 مهر 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22034/perlit.2026.72591.3976 | ||
| نویسندگان | ||
| امیرحسین سالک1؛ سعید بزرگ بیگدلی* 2؛ ناصر نیکوبخت2 | ||
| 1دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران. | ||
| 2استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| در جریان تصحیح مجددِ التّوسُّلالیالتّرسُّل اثر بهاءالدّین محمّدبن مؤیّد بغدادی، منشی دربار علاءالدّین تکش خوارزمشاه (۵۶8-۵9۶ هـ.ق.)، منشوری ناشناخته خطاب به امام شهابالدّین الخیوقی (ف ۶18 هـ.ق.)، دانشمند و فقیه برجستۀ قرن ششم به دست آمد؛ متنی که در چاپ احمد بهمنیار (131۵ هـ.ش.) و در نسخههای متقدم التوسّل دیده نمیشود و تنها در یک نسخۀ قرنهفتمی و دورونویس متأخر از آن بازتاب یافتهاست. این مطالعه با هدفِ تصحیح، تعیینِ نسبتِ انتساب و ارزیابیِ اهمیتِ تاریخیِ متن نویافته انجام گرفتهاست. پس از مقابله و تصحیح انتقادی منشور نویافته به شیوۀ «اساس نسبی»، متن مصحَح مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. بررسیهای نسخهشناختی نشان میدهد که متنْ از اصالت قابلقبولی برخوردار است و میتواند جزئی از پیکرۀ التوسل قرار بگیرد. افزون بر این، تحلیلهای سبکشناختی چه در سطح واژگان و نحو، چه از منظر صناعات بلاغی نشان میدهد که ویژگیهای زبانیِ منشورِ نویافته، تا حدّ بسیار زیاد، با دیگر نوشتههای بهاءالدّین بغدادی همخوانی دارد. سرانجام، تحلیلهای محتوایی نیز دلالت بر آن دارد که این متن، احتمالاً در اواخر حکومت علاءالدّین تکش و در جوانی شهابالدّین خیوقی صادر شدهاست؛ امری که هم به بازسازی بخشی از زندگی علمی خیوقی کمک میکند، هم نشان از تداوم شبکههای فرهنگی-سیاسی دربار خوارزمشاهی دارد. بدینترتیب، تصحیح و انتشار این منشور نهتنها حلقهای مفقود در آثار بهاءالدّین بغدادی را آشکار میسازد، بلکه سندی تازه برای تاریخ فکری و ادبی سدۀ ششم و هفتم ایران فراهم میآورد. | ||
تازه های تحقیق | ||
منشور نویافته، براساس شواهد نسخهشناختی و ویژگیهای سبکی-تاریخی، به احتمال قریببهیقین متعلق به بهاءالدّین محمّدبن مؤید بغدادی است. نیز مطالعۀ حاضر نشان میدهد که: نخست، بهلحاظ نسخهشناسی، حضور این منشور در نسخۀ کهن قرنهفتمی التوسّل و بازتاب آن در دو نسخۀ متأخر، نشان از اصالت و تداول متن دارد. همچنین با توجه به دیباچۀ کتاب، میتوان نتیجه گرفت که بهاءالدّین بغدادی، خود، سهواً یا عمداً این منشور را در ساختار کتاب قرار ندادهاست و البته که دلیل آن بر ما روشن نیست؛ لذا درست آن است که این منشور را از «ضمایم» کتاب در نظر بگیریم و دقیقاً همین امر، یکی از دلایل غیبت منشور در نسخ متقدم است. بهعبارت دیگر، منشور متعلق به بهاءالدّین بغدادی است، اما احتمالاً از ابتدا، در ساختار کتاب نبودهاست. شاهد و مؤید آن، ضمیمۀ دیگر کتاب (رسالةالحبسیه) است که تنها در دو نسخۀ متقدم حضور دارد و در نسخۀ اقدم التوسّل غایب است. دوم، ساخت نحوی منشور با جملات طولانی و متداخل، وجهیت آمرانه و ارشادی، و بسامد بالای تضمینهای قرآنی و عبارات و اشعار عربی، دقیقاً در چارچوب نثر دیوانی بهاءالدّین بغدادی قرار دارد. تکرار واژگان کلیدی و انسجام معنایی متن نیز مؤید آن است که منشور از همان شبکۀ بلاغی و ترسلی برآمده که دیگر منشآت التوسّل در آن جای دارند. این همخوانی سبکی میتواند گویای وابستگی متن به قلم بهاءالدّین بغدادی باشد. سوم، از منظر تاریخی، منشور تصویری تازه از شهابالدّین الخیوقی ارائه میدهد. اشاره به دوران جوانی او، سفرهای علمی میان خوارزم و خراسان، و رنجهای اجتماعیاش در برابر حسد رقبا، اطلاعاتی است که در هیچیک از منابع شناختهشده و تراجم بازتابی ندارد. همچنین، همزمانی صدور منشور با واپسین دهههای حکومت علاءالدّین تکش نیز پیوند میان خیوقی و دربار او را بهخوبی نشان میدهد و تداوم نقش خیوقی را تا عصر سلطان محمّد خوارزمشاه مستند میسازد. بر این مبنا، اهمیت و ضرورت انتشار منشور در سه حوزۀ اصلی نمایان میشود: نخست، بازسازی کاملتر متن التوسّل؛ دوم، کمک به شناخت بهتر از شیوههای نثر منشیانۀ سدۀ ششم و تثبیت جایگاه سبکی بهاءالدّین بغدادی؛ و سوم، گشودن افقهای نو در مطالعۀ تاریخ فرهنگی و اجتماعی خوارزمشاهیان از رهگذر بازتعریف جایگاه خیوقی. بدینترتیب، منشور نویافته نهتنها حلقهای گمشده در میراث ادبی بهاءالدّین بغدادی را آشکار میکند، بلکه سندی ارزشمند برای بازخوانی مناسبات علمی و سیاسی عصر خوارزمشاهی به شمار میرود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| التّوسُّلالیالتّرسُّل؛ بهاءالدّین بغدادی؛ شهابالدّین خیوقی؛ نسخهشناسی؛ سبکشناسی | ||
| مراجع | ||
|
قرآن کریم. نهجالبلاغه. (13۶8)، ترجمه و شرح علینقی فیضالاسلام اصفهانی، ج۶، چ اول، تهران: سازمان چاپ و انتشارات فقیه. ابن ابیالحدید، عبدالحمیدبن هبه الله. (1۴0۴هـ.ق.)، شرح نهجالبلاغه، ج20، قم: مکتبة آیةالله العظمی المرعشی النجفی (ره). ابن اثیر، علی بن محمد. (19۶۵)، الکامل فیالتاریخ، ج 12، چ اول، بیروت: دارصادر. ابن الجزری، محمد بن ابراهیم. (1۴08هـ.ق.)، المختار من تاریخ ابن الجزری، چ اول، بیروت: دارالکتاب العربی. ابن فارس، احمد بن فارس. (198۶)، مجملاللغة، تحقیق زهیر عبدالمحسن سلطان، ج3، چ اول، بیروت: مؤسسة الرسالة. ابنمعروف، محمد بن عبدالخالق. (1392هـ.ق.)، فرهنگ کنز اللغات: عربی – فارسی، تصحیح رضا علوی نصر، ج2، چ اول، تهران: مکتبة المرتضویه. ابن واصل، محمد بن سالم. (1393 هـ.ق.)، مفرجالکروب فی أخبار بنیأیوب، ج ۴، قاهره: مرکز تحقیق التراث. احمدپور مقدم، سید سعید. (1399)، خاندان حَمّوئیان (بررسی کارنامه علمی، فرهنگی و سیاسی خاندان حموئیان خراسان، شام و یزید)، چ اول، تهران: میراث مکتوب. اقبال آشتیانی، عباس. (138۴)، تاریخ مغول (از حملۀ چنگیز تا تشکیل دولت تیموری)، چ اول، تهران: امیرکبیر. اوحدی بلیانی، تقیالدین محمد اوحدی حسینی دقاقی. (1389)، عرفاتالعاشقین و عرصاتالعارفین، تصحیح ذبیحالله صاحبکاری و همکاران، ج 2 و ۴، چ اول، تهران: مجلس شورای اسلامی و میراث مکتوب. آذرنوش، آذرتاش. (138۶)، فرهنگ معاصر عربی – فارسی، چ اول، تهران: نی. بارتولد، واسیلی ولادیمیروویچ. (13۶۶)، ترکستاننامه (ترکستان در عهد هجوم مغول)، ترجمۀ کریم کشاورز، ج2، چ دوم، تهران: آگاه. بهاءالدّین بغدادی، محمد بن مؤید. (138۵)، التوسل الی الترسل، چ اول، تهران: اساطیر. بهار، محمدتقی. (13۴9)، سبکشناسی، ج2، چسوم، تهران: امیرکبیر. بیهقی، ابوالفضل. (1393)، تاریخ بیهقی، بهکوشش خلیل خطیبرهبر، ج1، تهران: مهتاب. تتوی، قاضی احمد و آصف خان قزوینی. (1382)، تاریخ الفی (تاریخ هزارسالۀ اسلام)، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، ج ۵، چ اول، تهران: علمی و فرهنگی. جوینی، عطاءالملک. (1382)، تاریخ جهانگشا، تصحیح محمد قزوینی، ج 2، چ سوم، تهران: دنیای کتاب. حسینی اشکوری، سید صادق. (1387)، «گنجینۀ مخطوطات: اقلیدس و پردازشگری از خوارزم»، نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت، س 3، ش 12، صص ۶۶-۶8. خطیبی، حسین. (138۶)، فن نثر در ادب پارسی، چ سوم، تهران: زوار. دبیرسیاقی، محمد. (2009)، السلطان جلالالدین خوارزمشاه فی میزانالتاریخ، ترجمۀ احمد الخولی، قاهره: المرکز القومی للترجمه. درایتی، مصطفی و همکاران. (1392)، فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران)، چ اول، تهران: سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران. دستغیب، عبدالعلی. (13۶7)، هجوم اردوی مغول به ایران، چ اول، تهران: علم. الذهبی، شمسالدین محمد بن احمد بن عثمان. (1۴0۶ هـ.ق.)، ألامصار ذوات الآثار، چ اول، بیروت: دارالبشائر الاسلامیة. الذهبی، شمسالدین محمد بن احمد بن عثمان. (1۴09هـ.ق.)، تاریخالإسلام و وفیاتالمشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، ج ۴۴، چ اول، بیروت: دارالکتاب العربی. رضازاده شفارودی، معصومه. (137۵)، «خیوه»، دانشنامۀ جهان اسلام، ج 1۶، صص ۶30. زرینکوب، عبدالحسین. (1380)، دنبالۀ جستوجو در تصوف ایران، چ اول، تهران: امیرکبیر. الزمخشری، محمود بن عمر. (1987)، المستقصی فی أمثالالعرب، ج 1، چ اول، بیروت: دارالکتب العلمیه. سالک، امیرحسین و همکاران. (1۴0۴)، «ضرورت تحقیق و تصحیح مجدد التوسلالیالترسل بهاءالدین بغدادی»، پژوهشنامۀ متون ادبی دورۀ عراقی، دورۀ ۶، ش ۴، صص 23-۵۴. سجودی، فرزان. (1397) نشانهشناسی کاربردی، چ پنجم، ویرایش دوم، تهران: علم. سعدالدین وراوینی. (13۵۵)، مرزباننامه، تصحیح محمد روشن، چ اول، تهران: بنیاد فرهنگ ایران. شرفالدین قزوینی، فضلالله. (1383)، المعجم فی آثار ملوکالعجم، تحقیق احمد فتوحینسب، چ اول، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی. شیخالحکمایی، عمادالدین و محیا شعیبی عمرانی. (1399)، تحول در آداب کتابت و ترسل، چ اول، تهران: موقوفات افشار و سخن. عوفی، سدیدالدّین محمد. (1370)، جوامعالحکایات و لوامعالروایات (جزء اول از قسم چهارم)، تصحیح مظاهر مصفا، چ اول، تهران: مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی. عوفی، سدیدالدّین محمد. (1389)، لبابالالباب، تصحیح بروان، قزوینی، نفیسی، چ دوم، تهران: هرمس. غزالی، محمدبن محمد. (1۴32)، إحیاء علومالدین، تحقیق عبدالرحیم بن حسین حافظ عراقی، ج1، چ اول، بیروت: دارالکتاب العربی. فیض الکاشانی، محمد بن شاه مرتضی. (1372)، راه روشن (ترجمۀ کتاب المحجة البیضاء فی تهذیبالإحیاء)، ترجمۀ محمدرضا عطایی و همکاران، ج ۵، چ اول، مشهد: آستان قدس رضوی. قاسم طهرانی، محسن. (1۴2۴)، القول المتین فی تشیع الشیخ الأکبر محیالدین ابن العربی، چ اول، بیروت: دارالمحجة البیضاء. قزوینی، زکریا بن محمد بن محمود. (1373)، آثارالبلاد و أخبارالعباد، ترجمۀ جهانگیر میرزا قاجار، تصحیح میرهاشم محدث، چ اول، تهران: امیرکبیر. قزوینی، زکریا بن محمد بن محمود. (1998)، آثارالبلاد و أخبارالعباد، چ؟، بیروت: دارصادر. کاظمی افشار، هاجر. (1398)، «شهابالدّین خَیْوَقی»، دانشنامۀ جهان اسلام، ج 27، صص 8۴3. نراقی، مهدی بن ابیذر. (1388)، ترجمه متن کامل جامعالسعادات، ترجمۀ کریم فیضی، ج 2، چ اول، قم: قائم آل محمد (عج). نسوی، شهابالدّین محمد خرندزی. (13۶۶)، سیرت جلالالدین یا تاریخ جلالی، ترجمۀ محمدعلی ناصح، بهکوشش خلیل خطیبرهبر، چ دوم، تهران: سعدی. نسوی، شهابالدّین محمد خرندزی. (138۴)، سیرت جلالالدّین منکبرنی، تصحیح مجتبی مینوی، چ سوم، تهران: علمی و فرهنگی. نفیسی، علیاکبر. (1318)، فرهنگ نفیسی، ج۴، چ اول، تهران: خیام. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله. (1380)، معجمالبلدان، ترجمۀ علینقی منزوی، ج2، چ اول، تهران: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، پژوهشکده باستانشناسی.
نسخههای خطی دستنویس شمارۀ ۵320 التوسلالیالترسل محفوظ در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی ق 7. دستنویس شمارۀ 1۴92 التوسلالیالترسل محفوظ در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی ق 12. دستنویس شمارۀ 1۴۵۴8 التوسلالیالترسل محفوظ در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی ق 13/1۴. دستنویس شمارۀ ۶/۵9۴ رسالۀ سعد حموی به ابن العربی محفوظ در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی ۶۵3.ق. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 5 |
||