| تعداد نشریات | 45 |
| تعداد شمارهها | 1,531 |
| تعداد مقالات | 18,697 |
| تعداد مشاهده مقاله | 61,497,786 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 22,241,760 |
تحلیلی بر نسبت اصول تناظر و مکملیتِ بور و هایزنبرگ با قاعده کاربستگرایانه پیرس | ||
| مجله پژوهش های فلسفی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 01 شهریور 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی- پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22034/jpiut.2026.71109.4411 | ||
| نویسندگان | ||
| مهدی سلیمانی خورموجی* 1؛ مسعود عبدالهزاده ارپناهی2 | ||
| 1مرکز فلسفه علوم طبیعی و فناوری، دانشکده علوم پایه، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران | ||
| 2گروه فیزیک، دانشکده علوم پایه، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| این مقاله سعی دارد نشان دهد که چگونه میتوان با تکیه بر قاعده کاربستگرایانه پیرس، به فهمی سازگار (منسجم) از مواضع بور و هایزنبرگ پیرامون اصول تناظر و مکملیت دست یافت. ما در دو گام به اینمسئله پرداختهایم. گام نخست، مشتمل بر پاسخ به دو پرسش (الف) و (ب) است. پاسخ به پرسش (الف)، از طریق تحلیل اصل تناظر در دو سطح، نشان میدهد که دلیل سوقیافتن بور و هایزنبرگ به تأملات فلسفی را میتوان در گیر افتادنشان در طرحوارهای از مسئله فلسفی و تغییر موضع بنیادیشان در قبال عالم واقع و فهممان از آن جستوجو کرد. توضیح خواهیم داد که اینتأملات حول کدام مسئله اصلی و با چه ملاحظات تعیینکنندهای همراه بوده است. پاسخ به پرسش (ب) نیز حاوی توضیحی در اینباره است که اگر میان تأملات فلسفی بور و هایزنبرگ با آراء پراگماتیستی پیرس نوعی همآوایی مشاهده میشود، منظورمان از این همآوایی اشاره به چیزی است (نیست). گام دوم مقاله مشتمل بر دو بخش است. ابتدا با توضیح قاعده کاربستگرایانه پیرس، نشان میدهیم چگونه اینقاعده با گرهزدن مفاهیمی همچون صدق و عالم واقع به تداومِ بالقوه-بیپایانِ پژوهش، تبعات معرفتشناختی و دلالتشناختیای را بههمراه می آورد که به ما در فهم سازگار (منسجم) اصل تناظر کمک میکند؛ سپس با توضیح تکمله جیمز بر همین قاعده نشان میدهیم چگونه موضع او میتواند به ما کمک کند تا به فهمی درخور از اصل مکملیت و تبعات آن برسیم. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بور؛ هایزنبرگ؛ اصول تناظر و مکملیت؛ پیرس؛ جیمز؛ قاعده کاربستگرایانه | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 6 |
||