| تعداد نشریات | 45 |
| تعداد شمارهها | 1,513 |
| تعداد مقالات | 18,481 |
| تعداد مشاهده مقاله | 60,385,315 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 21,372,367 |
مطالعه و تحلیل مولفههای رقمزننده زشتی در زیباشناسی هگل با تأکید بر دیالکتیک | ||
| مجله پژوهش های فلسفی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 18 تیر 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی- پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22034/jpiut.2026.72334.4503 | ||
| نویسندگان | ||
| زهرا مهدیان نسب1؛ فریده آفرین* 2 | ||
| 1کارشناس ارشد پژوهش هنر دانشگاه سمنان | ||
| 2دانشیارگروه پژوهش هنر دانشکده هنر، دانشگاه سمنان | ||
| چکیده | ||
| هدف این است که جایگاه زشتی در فرآیند تجلی روح مطلق در هنر و نسبت آن با زیبایی و حقیقت در زیباشناسی هگل مطالعه شود. مسئله پژوهش حاضر تبیین چگونگی ارتباط و وابستگی زیبایی و زشتی در رسیدن به ایده/حقیقت و ظهور روح است. بر این مبنا، پرسشهای پژوهش این است: نخست، براساس چه تقسیمبندیها و تاکیداتی بهتر میتوان زشتی را در زیباشناسی هگل شناخت؟ دوم، رابطه زشتی و زیبایی در فلسفه هگل چگونه تشریح میشود و چه نتایجی را آشکار میکند؟. این پژوهش با روش تحلیلی ـ تفسیری و با اتکا به متون اصلی هگل، انجام گرفته است. بدین منظور، پس از واکاوی جنبههای تحقق روح مطلق در پدیدارشناسی روح (1807) به بررسی بندهای فشرده دایرهالمعارف علوم فلسفی (۱۸۳۰) و سپس بسط تفصیلی آنها در درسگفتارهای زیباشناسی (1835-1838)، پرداخته است. پژوهش بر مولفههای «نقصان یا محدودیت فرم در ارتباط روح»، «رنج، فقدان، مصیبت، غم، اندوه، به عنوان محتوای روح»، «ناهماهنگی فرم با روح و محتوای آن»، «عدم تحقق کلیت ناشی از برهمکنش فرم و محتوا»، و «افول روح با نمایش رنگها در نقاشی» تمرکز میکند. یافتهها نشان میدهد که در هنر نمادین زشتی حاصل گسست میان فرم و محتوا و ناتوانی در تجلی کامل روح؛ در هنر کلاسیک، زشتی امری حاشیهای و مهارشده در وحدت آرمانی ایده و صورت؛ و در هنر رمانتیک، بهمثابه عنصری درونی و ضروری برای بیان ژرفای روح و تجربه رنج و فردیت است. نتایج پژوهش حاکی است که هگل زشتی را بهعنوان «زیبایی سلبی» و مرحلهای از نفی در فرآیند رفع و تعالی تفسیر میکند، جایی که تضادها نه حذف، بلکه جذب و ارتقا مییابند. بدین ترتیب، هنر به عنوان نمود زیبایی در دیدگاه هگل عرصهای است محصول دیالکتیک که از تضادها، رنجها و زشتیها نه موانع، بلکه واسطهایی برای بازنمایی حقیقت و ظهور روح مطلق میسازد. فهم کامل زیبایی تنها با پذیرش تعامل آن با عنصر نفی ممکن است. هرچند هگل استقلال زشتی را در زیباشناسی تضمین نمیکند این درجه از اهمیت دادن به زشتی بستری فراهم میکند تا بتوان آن را در آرای متفکران بعدی مثل رزنکرانتس و بهطورمستقل در فهم آثار هنری مدرن و معاصر موثر دانست. | ||
| کلیدواژهها | ||
| روح مطلق؛ زیباشناسی هگل؛ زشتی؛ دیالکتیک؛ رفع و تعالی | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2 |
||